شركت بازرگاني و خدمات همگام خودرو

  New Page 1    

جواب توكل من به خداوند متعال ديدن   چاپ ارسال به دوستان
چند وقتیه گیربکس ماشینم ایراد پیدا کرده، دوبار به نمایندگیهای مجاز بردم ولی درست نشد. می گفتند زمان تعمیرات گیربکس طولانی است و ماشین باید در تعمیرگاه بخوابد. چون با ماشین کار می کنم نمی تونم برای مدت زیادی ماشین را در تعمیرگاه بخوابونم.
از چند تا دوست و آشنا سؤال کردم آنها پس از کلی تعریف در کیفیت عملکرد تعمیرات تعمیرگاههای مرکزی ایران خودرو به تعمیرگاه مرکزی شماره یک راهنمایی ام کردند.
ساعت حدود 6صبح بود که ماشین را روشن کردم؛ نگاهی به آسمون کردم و گفتم خدایا می دونی که با این ماشین چرخ زندگیم را می چرخونم. کمک کن امروز مشکلم حل بشه. یاد حرف روحانی ایی افتادم که پنجشنبه گذشته در مجلس هفتگی که داریم گفت اگر به خدا توکل کنی یقین بدانید خدا جواب توکل شما را خواهد داد. بعد از توکل به خدا به طرف تعمیرگاه مرکزی شماره یک ایران خودرو حرکت کردم.
جلوی در تعمیرگاه به پذیرشگری که به مشتری ها نوبت می داد مشکل خودرو و نیاز ضروری به خودروام را برای امرار معاش با آن به پذیرشگر گفتم و درخواست کردم زودتر ماشینم را تحویل دهند. او گفت اگر می خواهید ماشینتان زودتر تعمیر شود باید سرپرست سالن تعمیرات 405 آقای نوری زاده را ببینید.
بعد از پذیرش ماشین از نگهبانی که جلوی ساختمان آبی ایستاده بود سراغ سرپرست سالن تعمیرات را گرفتم آن نگهبان شماره تلفن دفتر ایشان را گرفت در همین هنگام فردی از کنار ما رد شد با شنیدن صحبت های ما به طرفمان آمد. پس از سلام و احوال پرسی گفت مشکلی برایتان پیش آمده. لحن گرم و صمیمانه ای داشت. از او خواستم تا برای دیدن آقای نوری زاده سرپرست سالن تعمیرات کمکم کند.
آن فرد گفت: من شما را به دفتر رئیس تعمیرگاه راهنمایی می کنم. بعد کیفش را به آن نگهبان داد و با هم به دفتر رئیس تعمیرگاه رفتیم. با خودم گفتم چه کارمند خوبیه خدا خیرش بدهد حتماً دلش برای من پیرمرد سوخته و خواسته کمکی کنه.
وقتی وارد دفتر رئیس تعمیرگاه شدیم، چند نفری که آنجا بودن با احترام بلند شدند و با هردو نفرمان سلام و احوالپرسی کردند.
آن فرد آقای نوری زاده را به من معرفی کرد و گفت، حاج آقا با شما کار دارند و دنبال شما می گشتند و از من خواست تا ایشان را پیش شما بیاورم.
با دیدن آقای نوری زاده مشکل خودروی خود را به ایشان گفتم و از ایشان خواستم خودروام را همان روز تعمیر و تحویل دهند. فردی که همراهم بود از ایشان خواست حتماً سعی کنند در صورت امکان خودروام را همان روز تحویلم دهند.
آن شخص چند نفر از مسؤولین را که در دفتر رئیس تعمیرگاه حضور داشتند از جمله آقای بابا رئیس تعمیرگاه مرکزی شماره یک را به من معرفی کردند و به آقای بابا گفت،اگر مشکلی پیش آمد به من اطلاع دهید.
پس از رفتن ایشان کل جریان را برای آقای بابا تعریف کردم و پرسیدم این بنده خدایی که من را پیش شما آورد چه کسی بود؟ خیلی انسان شریف و خوبی هستند.
آقای بابا گفت: شما ایشان را نمی شناسید. گفتم خیر ایشان چه کاره هستند؟
آقای بابا گفت: آن شخص مدیرعامل شرکت همگام خودرو هستند.
باورم نمی شد، بعد از این همه سال که از خدا عمر گرفتم مدیرعاملی را با این نحوه برخورد ببینم. به خودم گفتم حتماً آقای بابا با من شوخی کرده است.
از دفتر رئیس تعمیرگاه که بیرون آمدم سراغ دفتر مدیرعامل را گرفتم تا از واقعیت ماجرا بيشتر باخبر شوم؛ هر چند که هنوزم باورم نمی شد آن فرد را در اتاق مدیرعامل ببینم.
پس از بیان موضوع به رئیس دفتر مدیرعامل وارد اتاق ایشان شدم همان فرد مهرباني را که یک ساعت پیش کمکم كرده بود ديدم او صميمانه از من استقبال كرد.
به ايشان گفتم خدا من را خيلي دوست دارد و خيلي زود جوابم را داد. صبح كه از در خانه بيرون مي آمدم براي درست شدن ايراد ماشين به خدا توكل كردم و بعد از يك ساعت خدا شما را سر راه من قرار داد. شما از طرف خدا مأمور بوديد امروز به كمك من بيائيد تا من جواب توكلم را از خداوند مهربان گرفته باشم.
ديدن آن مديرعامل خوش اخلاق و مردمدار من را به ياد اين جمله از ائمه اطهار انداخت:“كسي كه اخلاق ندارد هيچ چيز ندارد.“
وقتی این مطالب را برای یکی از کارکنان این شرکت بیان می کردم فکر می کردم در رویا هستم. نحوه برخورد مدیرعامل به مشتری ناشناسی مثل بنده و پیگیری که ایشان بدون معرفی خود برایم انجام دادند خیلی جالب و خاطـره انگیز بـود. من هـرگـز چنین مدیرعامل متعهد و خدمتگزاری را از یاد نخواهم برد.
بنده از کلیه پرسنل، مسؤولین و مدیران شرکت همگام خودرو کمال تشکر و قدردانی را دارم و از خداوند متعال برای همه آنها آرزوی موفقیت می کنم.

 بازگشت

 
     

آمار بازديد كنندگان وب سايت

آخرين به روز رساني 20/07/87

Copyright © 2008 Hamgamkhodro IT Department. All rights reserved.