نامه ی یکی از مشتریان شبکه تعمیرگاههای مرکزی ایران خودرو خطاب به مدیرعامل شرکت همگام خودرو
با سلام و احترام
در ذهنيات و تجارب خود تعريف و شناخت ديگري از مقام مدير عامل داشتم، مدير عامل شخصي بود كه ديگران را نمي ديد، صداي كسي را نمي شنيد و هيچگاه قابل دسترس نبود.
يا اون قبلي ها تعريف و شخصيت بحقي از مقام مدير عامل ارائه نداده بودند، كه هنوز نسلشان منقرض نشده است. و يا اين شخصي كه من ديدم ذاتاً مدير عامل نيست. اما هر چه كه هست با درد و مشكل آشناست، با زبان مردم حرف مي زند، صداي مردم را ميسنود. رفتار و روابطش مثل اون مدير عامل هايي كه من قبلاً مي شناختم نيست. چهره ي عبوس و ابروهاي گره خورده ندارد. من ريا و تطاهر را قبلاً تجربه كرده ام و خوب مي شناسم، به همين دليل است كه بصراحت ميگويم كه مهندس نرج آباديان خيلي بي ريا و بي تظاهر است و صادقانه كمر بخدمت بسته است. من وظيفه دارم . من مكلفم كه از ايشان تشكر كنم. چنين استقبال و مهرباني و احترامي را هرگز در ادارات و محيط هايي از اين دست نديده ام.
مهندس نرج آباديان راهي را انتخاب كرده و مي پيمايد كه هدف متعالي و روحاني را منظر خود قرار داده است. و قطع و يقين پاداشي روحاني را هم در پي خواهد داشت. اما هدف هر چه ميخواهد باشد. مهم اين است كه مردم از اين اخلاق و اين خدمت منتفع مي شوند. و ايكاش هرگز از مردم جدا نشوند. ايشان بطور دقيق هنوز هيچ كار مادي براي من انجام نداده اند و هيچ بده، بستوني بين ما انجام نشده، اما من بدهكار اخلاق و منش ايشان هستم. من آنروز را فراموش نمي كنم. ايشان با ديدن چهره پرسشگرانه ي من، خودشان به من مراجعه كردند. ايشان نگفتند كه مدير عامل هستند. ايشان فقط در نهايت فروتني و احترام علت مراجعه ي من به تعميرگاه را پرسيدند. من آنروز را يك روز روحاني و ايشان را پيام دهنده عنايت خداوند مي دانم.
وجود اين گنج شايستگي و تدبير و مديريت را به يكايك كاركنان و مديران و مسئولين آن تشكيلات و مراجعين به آن تشكيلات محترم تبريك ميگويم.